السيد الطباطبائي

92

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

و احتمال دارد مراد اين باشد كه مراد « توجه به قواعد نحوى در حال دعاء » باشد . و نحو در لغت به معنى طريق ، جهت و قصد است . و هيچ كدام از اين ( سه ) مناسبتى با مقام ندارد مگر با تكلّف . ترجم سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اگر اين حديث پذيرفته شود ، ظاهر اين است كه مراد از نحو همان « طريق » باشد و مراد « اشتغال به علم بدون عمل » باشد . ترجم حديث مطابق سه احتمال كه علامه مجلسى ( ره ) داده است : احتمال اول : هر كس در طلب « علم نحو » جدّيت سختگيرانه داشته باشد ، فروتنى را از دست مىدهد . توضيح : در ميان اهل علم ، معروف است : اشخاصى كه بيش تر به علم نحو ( و ادبيات به طور كلى ) مى پردازند گاهى به نوعى خود بينى و تكبّر نفسانى دچار مى شوند . اين نكت شوخى آميز ، شايد قرينه اى براى تأييد اين ترجمه باشد . احتمال دوم : هر كس ( در حال دعا ) توجه جدّى و سختگيرانه به قواعد نحو داشته باشد ، خشوع را از دست مىدهد . توضيح : همانطور كه گفته اند : كسى كه در مجلس عزا نشسته است ، اگر به چگونگى و صحت و سقم گفته هاى مداح يا روضه خوان ، توجه كند ، از گريستن مى ماند . احتمال سوم : هر كس در راه رفتن جدّيت دقيق داشته باشد ، فروتنى را از دست مىدهد . خود مجلسى ( ره ) فرموده : هم اين احتمالات خالى از تكلّف نيستند . به ويژه در معنى اخير ، اولًا خشوع معمولًا در عبادات به كار مى رود . ثانياً اگر نحو را به معنى طريق و راه بگيريم اساساً جائى براى « رفتن » نمى ماند . زيرا « طلب النّحو » مىشود « در صدد پيدا كردن راه » نه راه رفتن ، و اين تكلّف بزرگى است .